شنبه 31 خرداد 1393-23:31 کد خبر:335

فرامرز درخشنده

مازندران:بد اخلاقی ها و آسیب های اجتماعی

چرا جامعه ای که بیش از سه دهه پیش یکی از آرمان های انقلاب عظیم، مردمی و دینی اش ایجاد جامعه ای اخلاقی با رفاه و بدون تبعیض بوده اینک با رشد فزاینده و تراکمی آسیب های اجتماعی روبروست؟


خزرخبر- تا چند سال پیش همگان استان مازندران را آرام میدیدن،این استان با مردمی مومن و خوش رفتار و میهمان پذیر، شهری که به شهر علویان مشهور است و مردم با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند اما امروزمازندران ومرکز استانش یعنی ساری حال وروز خوشی ندارد و مثل هزاران شهر دیگر و دهها مرکز استان هر روز اخبار و گزارش های ناخوشایندی از ضرب و شتم ها ، نزاع های خانوادگی و خیابانی، قتل و جرح ، طلاق و اعتیاد و..... می شنویم .

متأثر می شویم که چرا این چنین؟! این مطلب را با مطلبی از یک پژوهشگر و کارشناس اجتماعی کامل می کنم که می گوید: چرا جامعه ای که بیش از سه دهه پیش یکی از آرمان های انقلاب عظیم، مردمی و دینی اش ایجاد جامعه ای اخلاقی با رفاه و بدون تبعیض بوده اینک با رشد فزاینده و تراکمی آسیب های اجتماعی روبروست؟ قبل از هرگونه اظهارنظری و ارایه تحلیل بد نیست نگاهی گذرا داشته باشیم به برخی خبرها از میان هزاران خبری که هر روز درنشریات و سایت های خبری و خبرگزاری ها و همچنین منابع مختلف خبری کشور و مازندران منتشر می شوند و متأسفانه هر روز بر حجم این گونه خبرها افزوده می گردد.

دستگیری متهم 27 ساله به قتل 4 زن در شمال کشور، خانم فیلمبردار به هنگام تصویربرداری از انبارمرکزی شرکت مخابرات مازندران ، مأمور پلیس را با ضربات کارد از پای درآورد ،مرگ مرموز دو خواهر توسط شوهرشان ،قتل هولناک فرزند 6 ساله برای انتقام از همسر قتل مادر شهید توسط نوه اش در بهنمیر، قتل فجیع محمدرضای 27 ساله توسط اراذل واوباش در تفریحگاهی در ساری، قتل زن خانه دار روستایی در کجور، قتل دختر 17 ساله توسط همسرش در محمود آباد مازندران، قتل مرد میانسال توسط پسرش در مازندران به دلیل اختلافات خانوادگی ،قاتل 25 ساله پدر 51 ساله اش را در قائمشهر به قتل رساند و قطعه قطعه اش کرد، قتل زن و شوهر ساروی توسط پسر معتادشان با همدستی همسرش کشف دو جسد 36 و 30 ساله در خودرویشان در تنکابن، مرد مبل ساز همسر 45 ساله اش را در ساری کشت درگیری دو جوان در شهرستان رویان منجر به قتل فرزند ورزشکارمعروف مازنی شد و...... اینها تنها گزیده ای از هزاران رویدادی است که درحوزه های اجتماعی و حوادث منتشر می شوند و اگر بخواهیم فهرست گونه هم به آمار نزاع، برخوردها، ضرب وشتم، قتل، طلاق و اعتیاد و سایر اعمال ناهنجار بپردازیم با واقعیتی تلخ مواجه خواهیم گشت و آن این که جامعه از مسیر صواب منحرف شده و به سمت وسویی می رود که به هیچ وجه در شأن نظام وانقلاب نیست.

اگرچه آمارهای متفاوتی از اخبار مرتبط با حوزه های اجتماعی که به نوعی دما سنج آسیب های جامعه هستند، ارایه می شود و هدف از انتشار آنها هشدار دهی به مردم و خانواده ها به منظور کنترل و مراقبت بیشتر از فرزندان عزیزشان است، اما برخی کارشناسان این موضوع را موجب از بین رفتن قبح مسأله عنوان نموده و اعتقاد زیادی به بحث انتشار این چنین خبرهایی ندارند.

اسفند 1392 پزشکی قانونی کشور در آماری اعلام کرده که در سال 1391 617 هزار و 358 نفر درکل کشور به دنبال وقوع نزاع به مراکز پزشکی کشور مراجعه نموده اند که بیشترین آمار مربوط به تیرماه و کمترین مربوط به ماه دی بوده است.

در این رابطه آمارهای ارایه شده از سوی نیروی انتظامی به مراتب کمتر از آمارهای سازمان پزشکی قانونی کشور است به طوری که بر اساس آمارهای مندرج در سالنامه آماری مرکزآمار ایران سالانه به طور میانگین 70 هزار پرونده نزاع و ضرب و جرح در حوزه استحفاظی نیروی انتظامی صورت می گیرد،در گزارش دیگری از سازمان پزشکی قانونی کشور آمده است: نزاع از جمله مهمترین دلایل مراجعات پزشکی قانونی کشور است که پرونده های مربوط به آن سالانه حدود 40 درصد از کل مراجعات این سازمان را به خود اختصاص داده به گونه ای که طی 10 سال گذشته به طور متوسط هر سال 593 هزار و 941 پرونده نزاع به پزشکی قانونی کشور ارجاع گردیده است.

گرچه آغازگر این مطلب مهمترین عناوین مربوط به قتل ها در مازندران بود و آماردقیقی راجع به آمار نزاع دراین استان اعلام نگردیده اما گفته های مدیرکل پزشکی قانونی استان و همچنین ازدحام قابل توجه در محاکم قضایی حکایت از افزایش روز افزون نزاع وبرخورد های منجر به ضرب و جرح در استانی دارد که مشکلات اقتصادی و بیکاری خیلی سخت مردم را آزار می دهد و به گفته کارشناسان بیکاری جوانان نقش غیر قابل انکاری در بروز انواع تخلفات و زیر پاگذاشتن قوانین ومقررات ایفاء می کند.

افزایش 10 درصدی آمار طلاق، اعتیاد جوانان و از هم گسستن تدریجی کانون مهم خانواده وبروز مسایل و مشکلات اجتماعی دست به دست هم داده اند تا برنگرانی های مسئولان و مردم استان افزوده شده و دست اندرکاران و برنامه ریزان بیش از پیش بر اهمیت پیشگیری از بروز این نابهنجاری ها تاکید ورزند.

یک کارشناس مسایل رسانه انعکاس اخبار مرتبط با انواع جرایم را وظیفه ذاتی رسانه ها در جهت آگاهی بخشی عموم مردم و اتخاذ تدابیری مناسب از سوی مسئولان امر توصیف نموده و می گوید: متاسفانه افزایش آمار جرم وجنایت در کشورمان رو به فزونی است و تجربه نشان داده که مجازات و وضع مقررات سختگیرانه برای مجرمان شاید برای مدتی کوتاه مفید فایده باشد اما با گذشت زمان آثار این برخوردها کم شده و باید به موضوع پیشگیری و اولویت آن بر درمان اهمیت لازم داده شود.

او به آماری اشاره کرده و می گوید: فکر کنم سال گذشته استان اصفهان در بحث بزه چاقوکشی در کشور آمار برتر را کسب کرد و این موضوع مایه تأسف است؛ با تاسف باید بگوییم که در کشورمان بیش از پیشگیری به درمان و مجازات اهمیت داده می شود و ما به عینه نتایج نامطلوب آن را شاهد هستیم.

براساس شواهد و قراین موجود آسیب های اجتماعی در جامعه ایرانی را می توان به ترتیب ذیل اولویت بندی نمود: اول ضعف مراعات قواعد اخلاقی در اغلب سطوح روابط اجتماعی است دومین آسیب ، درصد بالای فقر است که متاسفانه علیرغم تلاش های به عمل آمده این معضل اجتماعی همچنان در جامعه حضوری پررنگ دارد.

معضل اعتیاد، سومین آسیب اجتماعی است و بیکاری به عنوان چهارمین عامل آسیب های اجتماعی که فقط یک معضل اقتصادی نیست و یک معضل حاد اجتماعی محسوب می شود. پنجمین معضل و آسیب اجتماعی حاشیه نشینی است و ششمین معضل رشد فزاینده آمار ضرب و شتم ها، قتل،دزدی، جرم وجنایت است و با کمال تأسف باید اذعان داشت که پاره ای از جرایم مثل قتل به درون خانواده ها و خویشاوندان در حال گسترش می باشد.

رشد فزاینده طلاق و زنان بی سرپرست خانوار بدون درآمد، رشد کودکان بی سرپرست، تن فروشی، فحشاء ومهاجرت و سکنی در مناطق حاشیه ای شهرها از دیگر عوامل رشد آسیب های اجتماعی در جامعه مان به شمار می آیند که با وجود تمامی تلاش ها روز به روز گسترش می یایند و همچون دردی بی درمان جامعه را تهدید وبه قهقرا می برند.

افزایش غیر قابل تصور مراجعین به محاکم قضایی و رشد آسیب های اجتماعی همچون طلاق و نزاع های خانوادگی و خیابانی و شیوع انواع قتل ها در مرکز مازندران که به شهر مومنان و به دیار علویان مشهور بوده وهست بیانگر این واقعیت تلخ است که به جای بررسی علل گسترش این نوع آسیب ها به سراغ معلول ها رفته ایم و این دور تسلسل متاسفانه همچنان ادامه دارد. یک کارشناس مسایل قضایی با اشاره به انواع مشکلاتی که اقشار مختلف مردم به ویژه جوانان با آنها درگیر هستند، مادر همه معضلات را بیکاری جوانان و عواملی که موجب بیکارشدن شاغلان گشته عنوان نموده و می گوید: در مازندران با تمامی ظرفیت های بالایی که وجود دارد متاسفانه معضل بیکاری ، به بروز انواع جرایم اجتماعی و خشونت ها منجر گشته و ضعف اعتقادات به جرایمی ختم می شود که می تواند پایه های اعتقادی جامعه را سست نموده و عواقب بسیار خطرناکی در پی داشته باشد.

او می گوید: خانواده که خود کانونی بسیار محکم برای رشد و تربیت صحیح فرزندان به شمار می آید به دلایلی کارکردش ضعیف شده و خانواده ها همه امور تربیتی را به مهد و مدرسه و موسسات آموزشی و...سپرده اند در حالی که هیچ کدام از این ها نمی توانند نقش بسیارموثر خانواده را ایفاء نمایند.

به هر حال معضلات اجتماعی همانگونه که تدریجی پیش می آیند و روبه فزون می گذارند، حل آنها نیز نیازمند کار کارشناسی است و تعجیل راه صحیحی برای غلبه براین مشکلات نیست.

مردم شریف و غیور مازندران و شهرساری مومن و متعهد به نظام وانقلاب بوده و هستند و فرهنگی عمیق و برخاسته از مکتب مبین اسلام همزاد آنان می باشد و شایسته نیست که هر روز شاهد اخبار ناخوشایندی از این دیار قهرمان و غیور و ایثارگر باشیم و همانگونه که کارشناسان تاکید دارند: کمک به استحکام وتقویت بنیان خانواده؛ ترویج فرهنگ ارزشمند ایرانی با بهره گیری از آموزه های دین حیات بخش اسلام، تلاش برای کاهش فشارهای اقتصادی و اجتماعی و معرفی الگوهایی شایسته برای جوانان این دیار و برخورد مناسب با متخلفان از قوانین ومقررات راهکارهایی هستند که می توان از این طریق به کاهش جرایم دست یافت.

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار