دوشنبه 3 آذر 1393-17:14 کد خبر:4208

رفتار دوگانه استاندار مازندران در مقابل رسانه ها!!!

آقای استاندار:رفتارتان را باور کنیم یا گفتارتان را؟!!

امروز متاسفانه صداقت و پاکدستی مشتری ندارد و آنانی که در بساطشان این کالاهای عجیب و غریب یافت می شود بایست جمع کنند و بروند تا بساط تملق و چاپلوسی فرش شود که مشتریان، فراوان هستند و فروشندگان بسیار و تنوع جنسشان خیره کننده!!


خزرخبر: قلم به دست گرفته ام تا بعد از بیست سال یک بار هم ازموقعیت جایگاه خبر و خبرنگار دفاع کنم و گلایه ای داشته باشم از برخی مسئولان محترمی که خبرنگار را نردبان بلندپروازی هایشان کردند و فکر می کنند دنیا همیشه وفق امیال مبارکشان خواهد بود.

در سال هایی نه چندان دور که تازه در این مسیر افتاده بودم، دوستی عزیز جمله ای به من گفت که آن روز از او آزرده خاطر شدم اما امروز اعتراف می کنم که او داناترین دوستی است که من دارم!

او می گفت: برخی از مسئولان محترم را ما عالم ،دانشمند و فرهیخته شان معرفی می کنیم و زمانی که بالایشان بردیم پایین آوردنشان بسیار دشوار است و حریف این عالمان نخواهی شد!! اگر به ساحت آنان!! جسارت نمایی، شما را بی سواد و خائن معرفی خواهند کرد!

روزی که خداوند منان یاری ام کرد و قلم به دست گرفتم و شغل پرمسئولیت و خطیر روزنامه نگاری را انتخاب نمودم با احد یگانه عهد بستم که در مسیر صداقت و پاکدستی گام بدارم و قلمم را به هیچ قیمتی نفروشم که کاری بس دشوار است و تا دلتان بخواهد بدخواه نصیب تان می شود.

هیچگاه  فکر نمی کردم آنانی که در این مسیر حرکت کنند باید چوب اعتقاداتشان را بخورند وسکوت پیشه کنند؛ هیچ وقت فکر نمی کردم روزگاری را شاهد باشم که برخی دوستان وهم صنفی هایم مناعت طبع شان را زیر پا می گذارند تا به مال ومنالی برسند ولقمه هایشان پرچرب باشد!!

با عرض پوزش از اساتید عرصه اطلاع رسانی و آنانی که امروز به خاطراعتقاداتشان در خانه بست نشسته اند و با سیلی صورتشان را سرخ نگه می دارند تا زیر بیرق احدالناسی نروند، باید بگویم که امروز کاملاً آنان را درک می کنم و می گویم ای کاش من هم جسارت شما را داشتم و گوشه عزلت می گزیدم تا بیش از این زجر نکشم !!

اگر هزاران روز بی وقفه برای اطلاع رسانی زحمت بکشیم وظیفه مان را انجام داده ایم و وظیفه داریم در چارچوب مصالح و منافع نظام وکشور قلم فرسایی نماییم که قطعاً همین طور است و وظیفه داریم از عملکرد مسئولان استانی و نمایندگان محترم و مدیران کل که شبانه روز برای رفاه و آسایش مردم تلاش می نمایند بگوییم و بنویسیم و آنچه وظیفه مان نیست و خط قرمزمان شده، انتقاد از کم کاری ها و کاستی هایی است که به عینه می بینیم؛ چرا؟ چون که ،به خاطر این که ….

آخرحریم ها را شکسته ایم!! آیا مصلحتی بالاتراز منافع مردم هست؟ مسلماً خیر! آیا نباید از مشکلات و کاستی ها و برخی نامدیریتی ها نوشت؟ قطعاً بلی!

استاندار گرامی ما از روزی که بر مسند نشسته اند انتقادها همراه ایشان بوده و ما به خاطر مصالح استان ومردم ،دندان روی جگر گذاشته ایم به امید اصلاح امور!! همه آنانی که صاحب نظرند و صاحب ایده اند از انتصابات استاندار محترم گلایه می کنند و ما چشم مان را بستیم و گفتیم:گذشت زمان همه چیز را به بهبودی می برد و باز هم از عملکرد نماینده عالی دولت پشتیبانی نمودیم و امروز نتیجه این همه همراهی را می بینیم !!

استاندار محترم، دلسوزان واقعی و آنانی که تملق بلد نیستند را کنار گذاشته و به آنان توجه نمی کند و سراغ آنانی رفته و دل بسته که در دولت های گذشته هم عزیز دل دستگاه بودند!

راستی ملاک و معیار جناب ربیع فلاح برای گزینش در عرصه خبر و حمایت از فردی خاص چیست ؟ اگر به آنان اعتماد و اعتقاد دارد دلیل فراخوان ایشان از رسانه ها و صاحبان اندیشه چیست که بگویند اگر به جای استاندار بودند چه می کردند؟!!

من به عنوان یک روزنامه نگار همین حالا می گویم که آقای استاندار:من هیچگاه دوست ندارم جای شما باشم !!

حضور استاندار با آن همه مشغله کاری در رونمایی از یک روزنامه محلی وسخنرانی قرای ایشان که نباید به حرف های پوچ برخی از سایت ها توجه کرد مزید براین ادعا است.

 باید از استاندار محترم و معزز پرسید: خردشدن عالی ترین مقام دولت برای یک رسانه و شخص خاص، چه تحلیلی برای دیگران و سایر رسانه ها در استان می تواند داشته باشد؟ آیا در استان همه کارهای نیمه تمام به اتمام رسیده است که در یک رونمایی از یک روزنامه محلی که باعنایت جنابعالی راه هایش هموار می گردد حضور پیدا می کنید و بانگ کمک به رسانه را در فرمایشات خود دارید؟ باید از استاندار محترم پرسید درعمر کوتاه خود در دولت تدبیر و امید ،کدام بار شخص حضرتعالی در دفاتر خبرگزاری ها و نشریات حضور داشته اید که این برای دومین بار است که این کاررا انجام می دهید؟ جناب استاندار:آیا ورود حضرتعالی برای پیگیری مجوز روزنامه ها در شان ومنزلت یک استاندار است؟ جناب استاندار: مگر فرهنگ و ارشاد استان متولی اینگونه کارها و متقاضیان نیست که شما رسما از پشت تریبون اعلام می فرمایید و گره گشا می شوید؟

باید گفت استان مازندران با آن همه پتانسیل ها و توریست و کشاورزی امروز کشاورزان و باغدارانش سردرگریبان فروش محصولات خود هستند و دل خوش کرده اند که درراس ارم استان فردی مطلع برمسند کشاورزی نشسته است و اثرات منفی آنرا در دعوت نمایندگان از وزیر جهاد میبینیم که ایشان باید پاسخگوی واردات برنج و محصولات باغی باشد.

اگرچه ادعا دارم به عنوان یک روزنامه نگار حامی راستین و صدیق جامعه کارگری ام و برای آنان قلم می زنم اما آدمی یک جانبه نگر نیستم و تلاش نموده ام رابطی امین میان کارگران و دولت باشم ؛ در این سال ها با همه مسئولان و مدیران ارتباطی حسنه داشته و هر زمانی که لازم بوده در قامت یک روزنامه نگار بی طرف انعکاس دهنده خدمات و فعالیت هایشان بوده ام و هرجایی احساس کرده ام کمی وکاستی وجود دارد به عنوان یک دوست دلسوز تلاش نموده ام کمک حالشان باشم و با وجود تمامی مشکلات و زخم زبان هایی که گویا عزیزان مسئول اینگونه فکر نمی کنند وظاهراً خود را گم نموده اند وجوگیر شده اند ولازم است که آنان را پیدا کنی و بیدارشان نمایی که بیش از این در رویاهایشان غرق نشوند.

در مراسم سالروز قانون کار که تعداد کثیری از کارگران شریف استان حضور داشتند همه چشم انتظار یکی از مدیران ارشد استان بودند انتظاری باطل بود که هیچ عزیز دلی نیامد.

بله دوستان عزیزم: امروز متاسفانه صداقت وپاکدستی مشتری ندارد و آنانی که در بساطشان این کالاهای عجیب وغریب یافت می شود بایست جمع کنند و بروند پی کارشان تا بساط تملق و چاپلوسی فرش شود که مشتریان، فراوان هستند و فروشندگان بسیار و تنوع جنسشان خیره کننده!!

با خود عهد نموده ام اگر عمری بود، ملاحظات را کنار بگذارم و همانند خود مسئولان محترم باشم؛ وعده دادند، فریاد برآورم که عمل به جای وعده؛ اگر کاستی دیدم فریاد بزنم و افشاء نمایم.

به جرات می گویم نه می خواهم مشاورامین استاندارباشم و مشکل گشای ایشان و نه این که بازوان پرتوان مدیران استان ،زیرا که هربار به مشکلی برمی خورند ما خبرنگاران می شویم چشم و گوش جامعه که مراقب باشیم آب در دل عزیزان مسئول تکان نخورد و با خیال آسوده به خدمت گذاری خود مشغول شوند.

از مسئولان گرامی استان عاجزانه در خواست دارم که به جایگاه رفیع قلم وخبرنگاری احترام بگذارند و رفتارشان با همکاران مطبوعاتی صادق، طوری باشد که دوست دارند با خود این گونه رفتار شود.

فرامرز درخشنده

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار