جمعه 26 دی 1393-22:28 کد خبر:4503

صادقعلی رنجبر/عضو هیئت علمی دانشگاه

ساماندهی مدیریتی مازندران از عقب افتادگی تا خودگردانی!

ما نباید خود را متعهد به دفاع و نگهداری مدیرانی بدانیم که علیرغم نگاه اولیه در زمان انتصاب، فاقد کارآمدی اجرایی و رویکردهای تحولی در مرحله ارزیابی مجدد می باشند.


خزرخبر و به نقل از انگیزه:وزیر محترم کشور اخیراً در همایش استانداران سراسر کشور با طرح سؤال مشترکی از چند استان توانمند کشور از جمله مازندران، زخم کهنه ای را گشود و طی آن، از اینکه استانهایی مثل اصفهان، خراسان، آذربایجان شرقی، مازندران و دیگر استانهای برخوردار، قادر به خودگردانی نیستند، متعجب شده و به عبارتی خواهان شکل دهی درست توسعه همه جانبه و خیز بلند این استانها از عقب افتادگی امروز، تا خودگردانی فردا شد!

مقدمتاً باید تأکید کنم که نگارنده دقیقاً نمی داند که این پیشنهاد وزیر محترم کشور، تا چه اندازه برنامه ریزی شده، جدی، منطبق با تصمیمات استراتژیک و دارای زمینه های اجرایی، حقوقی و مصوبات قانونی است، چرا که خودگردانی استانها، متأثر از نگرشهای فدرالیته کردن مدیریت ملی و حرکت به سوی استقلال نسبی استانهاست که در نوع خود می تواند آغازگر رویکردی جدید در نظام مدیریتی کشور تلقی گردد.

به هر حال ما از یکسو خدا را شاکریم که وزیر محترم کشور به یاری ما آمد و به داد ما رسید و فریادهای نارسای ما را به گوش های کم شنوای مدیران استان، از گذشته تا اکنون رساند و دردهای کهنه مازندران را با حرفهای تازه اش التیام بخشید و از سوی دیگر متأسفیم که چرا همیشه باید گوش هایمان بدهکار حرفهای بالایی ها و مدیران بالادست باشد و حرف های پایین نشین های جامعه که عمدتاً از طریق رسانه ها و یا نهایتاً جلسات هم اندیشی و اتاق های فکر زده می شوند، غالباً خریدار ندارند، حتی اگر حقایق را بگویند و یا حرفهای امروز مدیران بالادست، ترجمان همان حرفهای دیروزی باشد که قبلاً در همین نزدیکی ها، یعنی همین رسانه های مجازی  و مکتوب مازندران، نوشته و یا به تفصیل، تفسیر شده بودند.

البته باید متذکر شد که اگر چه نام مازندران به لحاظ استعدادهای خدادادی در حوزه اقلیم، در ردیف استانهای توانمند و برخورداری همچون خراسان و اصفهان و آذربایجان شرقی و غیره قرار داده شده و از اینکه به خودگردانی نرسیده است، حیرت وزیر محترم کشور را در پی داشته است، اما واقعیت این است که مازندران در فاصله فاحش مدیریتی با این استانهاست و زیرساخت های صنعتی، معدنی، تجاری، کشاورزی و گردشگری این استانها به اندازه ای قوی است که با یک یاعلی(ع)، می توانند تراز منفی خود را مثبت کرده و پای به وادی خودگردانی بگذارند و در این میان وضعیت مازندران، وضعیت کاملاً متفاوتی است و ما برای رسیدن به وضعیت امروز همین استانها نیز راه درازی در پیش داریم، تا چه برسد به اینکه بخواهیم به تراز مثبت و وادی خودگردانی گام بنهیم!

یعنی اینکه درست است که نتیجه همزمان رقابت های همه استانها برای رسیدن به فینال خودگردانی، باخت اعلام شده است، اما باخت یک به صفر، به راحتی و در فرصت های باقی مانده تا پایان زمان داده شده و یا حتی در وقت اضافه، قابل جبران است و این با توجه به آمار بیکاری ها و کمی درآمدها و عملکردها و مهارتها، کاملاً متفاوت با باخت 5 به صفر و یا اعداد بالاتر از آن است و طبعاً برای جبران آن، تیم مدیریتی استان، نیازمند رهنمودهای استاندارد برای رهایی از یکنواختی بی فایده بودن فعالیتها و تلاش های بی نتیجه با توجه به فاصله های فاحش ما با رقباست.

مع الوصف اخیراً در میزگردی رادیویی که با حضور فیزیکی حقیر و تلفنی دو تن از نمایندگان خدوم مازندران در مجلس شورای اسلامی یعنی آقایان مهندس دامادی نماینده محترم ساری و میاندرود و دکتر احمدی لاشکی نماینده محترم نوشهر، چالوس و کلاردشت مزیّن شده بود، بحثی را با عنوان چگونگی برون رفت مدیریت استان از شرایط موجود پیگیری کردیم که در نوع خود به تبادل دیدگاههای جذابی تبدیل شده بود، زیرا در این بحث ضمن ارائه آخرین آمارها و کاربردی ترین اخبار مخصوصاً خبر عضویت نیمی از نمایندگان مازندران در کمیسیون تلفیق و دبیری آقای دکتر یوسفیان ملا نماینده محترم آمل در این کمیسیون، دیدگاههای کاربردی متعددی نیز ارائه گردید که امیدوارم مدیران استان آن بحث ها را استماع کرده باشند و اگر این اتفاق نیافتاد، آنچه که در ادامه گفته می شود، رئوس همان مباحث و نیز ارائه راهکارهای مکمل در همین راستاست که بخشی از آنها را قبلاً نیز متذکر شده بودم، تا انشاءالله به همراه مدیران محترم استان به استقبال پیشنهاد قابل تحقق وزیر محترم کشور برویم:

1-شناسایی و بکارگیری مدیران توانمند و یا مجرب استان در سمت های اجرایی و یا مشاوره های کاربردی

2-شناسایی مدیران و مجریان ناکارآمد و آغاز عملیات پوست اندازی و اجرای عملیات نجات نظام مدیریتی استان 

3-شناسایی و بکارگیری متخصصین و تحصیلگرده های جوان و توسعه نهضت جوانگرایی هوشمندانه

4-رهاسازی نظام مدیریتی از چنبره احتمالی باندهای منفعت طلب و توسعه مشارکت واقعی مردم در امور

5-ارائه شاخص های موفقیت و ناکامی و تلاش برای استانداردسازی تشویقات و تنبیهات در نظام مدیریتی

6-شناسایی و بکارگیری مدیران اثربخش و موفق سایر استانها در راستای بن بست گشایی از معضلات

7-شناسایی، اولویت گذاری و فعالسازی عملیاتی پروژه های درآمدزا و اشتغالزای استان

8-شناسایی و مواجهه اولویت گرایانه با موضوعات و معضلات بحران ساز استان

9-راه اندازی پارلمان کارشناسی صاحب نظران و کمیسیونهای تخصصی به تعداد گرایشات مدیریتی استان

10-فعالسازی غیر قابل اجتناب مدیران برای گزارش دهی ماهانه عملکردی به شورای اداری استان

11-شناسایی و بکارگیری استعدادهای انسانی، اقلیمی و سازمانی در استان با رویکردهای نو

12-شناسایی و مواجهه درست و کارآمد با موانع و عوامل پیگیری و تحقق اقتصاد مقاومتی

13-شناسایی و فعالسازی سرمایه ها و سرمایه گذاران ایرانی و ترجیحاً مازندرانی در پروژه های اساسی

14-سیاستگذاری استانی جهت تعیین چگونگی تخصیص تسهیلات بانکی به فعالان اقتصادی و فرهنگی

15-بازخوردگیری از عملکردها و جبران نقائص با انجام اقدامات اصلاحی و تصحیح سیاست های کاری

16-استفاده از پتانسیل مدیران ملی مازندرانی، نمایندگان مازندران، چهره های ذینفوذ مازندرانی در پایتخت

17-استفاده از ظرفیت های دانشگاه و جوزه جهت توسعه های اقتصادی و فرهنگی استان

18-میدانی تر شدن مدیریت ها و افزایش سهمیه بازدیدها و حضور در صحنه های عملیاتی

19-تعیین اولویت گرایش فعالیتی شهرستانها با توجه به پتانسیل های غالب در هر شهر

11-تعیین ضرب العجل کارشناسی شده برای مدیران در اجرای تعهدات و برنامه های ابلاغی

12-شناسایی راه های درآمدی مازندران از شرایط اقلیمی، تاریخی، فرهنگی و تفریحی

20-تلاش برای ملی کردن بودجه پروژه های ملی در استان و امکانات مورد استفاده ملی مثل دریا و جنگل

21-.........

گره کار مدیریتی مازندران با برخورداری مدیران از تفکر و سیره عملی بسیجی و جهادی باز خواهد شد و کسانی که در این کرسی دارای تفکر تشریفاتی و ستادی اند و نمی توانند زحمت حضور در صحنه و همنفس شدن با منابع انسانی پایین دست را به خود بقبولانند، هرگز قادر به ایجاد تحول نیستند و اوج هنر آنها، اداره یکنواخت اموری است که به آنها سپرده شده و اگر بخواهیم خیلی به آنها ارفاق کنیم، تحولات کوچک را در زمانهای تأخیری غیر قابل توجیه رقم خواهند زد که عملاً شوق انگیز نحواهد بود و به عنوان نهضت، تعقیب نخواهد شد، ضمن اینکه شاید برخی از کارها در دوره مدیریتی مدیری اتفاق بیافتد، اما نقش گمنامان و پایین دستها بسیار پررنگ تر از نقش مدیران نامی باشد، اگر چه متملقان، ژست انجام آن تحول را به آن مدیر هبه کنند!

رمز موفقیت مدیران مازندران در شرایط امروز استان، پرهیز از گلچین کردن ها و جداسازی های باندی و ستادی، برخورداری از عزم ملی و بکارگیری همه استعدادهای انسانی و مادی و نیز الگوگیری از فرهنگ فرماندهی بسیجی در جهاد بزرگ دفاع مقدس است که اساسی ترین شاخص های فخر در دفاع مقدس، اخلاص و مجاهدت و فداکاری بوده اند. زراندوزی، فخرفروشی، قدرت طلبی، باندبازی، ناسیونالیسم های شهری و نژادی، مرزبندی های حزبی و جناحی، خاستگاه طبقاتی، زیادی ثروت و زیبایی صورت و ارتفاع مسئولیت و دهها گزینه دیگری که بوی مادیت می دادند، به گرد معنویت آنها هم نمی رسیدند!

اینجاست که ما برای رساندن مازندران به قله های خودگردانی، به همان دلایلی که در سالهای گذشته از قطار توسعه و پیشرفت به استناد مقایسه با غالب استانهای برخوردار عقب مانده ایم، "هزار راه نرفته و هزار کار نکرده در پیش داریم" و با توجه به ارزیابی امروزمان از وضعیت استان و تحلیل آینده بر اساس اطلاعات موجود، تنها می توانیم به این تک بیت شعر سعدی شیرازی اکتفاء کنیم که:

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی    این ره که تو می روی، به ترکستان است!

البته ما نمی توانیم به چند کار برجسته در هر دوره مدیریتی، مثل بندرسازی، سدسازی، راهسازی، شهرکهای صنعتی سازی، مسکن مهر، آزادسازی سواحل، فرهنگسراسازی،احیای کارخانه نساجی، کاهش آمار غریقهای دریا و سایر اقدامات امیدوارکننده و رو به جلو عنایت نداشته باشیم، اما واقعیت این است که مشکلات به اندازه ای زیاد و شاخص های توسعه به اندازه ای متعدد و وسیع هستند که می توان گفت "با یک گل بهار نمی شود!"

کافی است که فردگرایی ها، تنگ نظری ها، تخریب ها، باندبازی ها و ناباوری های درون استانی را کنار گذاشته  و از طرفی غیر از خط قرمزهای رسمی پنجگانه نظام یعنی اصل اسلام، اصل نظام، اصل قانون اساسی، اصل ولایت فقیه و اصل امام راحل و رهبری معظم انقلاب، خط قرمزها را افزایش نداده و امکان بکارگیری توانمندان و یا کنارگذاشتن ناتوانها را داشته باشیم و از طرفی مثل مسافران یک کشتی به هم نگاه کنیم که تنها راه نجات ما، همگرایی و هم افزایی است و در این رابطه کافی است که تنها معیار ما سلامت دینی و توانمندی تخصصی افرادی باشد که می توانند گرهی از سلسله گره های مدیریتی استان را باز کنند!

مخلص کلام اینکه ما نباید خود را متعهد به دفاع و نگهداری مدیرانی بدانیم که علیرغم نگاه اولیه در زمان انتصاب، فاقد کارآمدی اجرایی و رویکردهای تحولی در مرحله ارزیابی مجددند و یا عادت به نادیده گرفتن استعدادهایی استثنایی و کاملاً کارآمدی بکنیم که شاید فرشته های نجات مازندران باشند و ما نباید در قبال از دست دادن فرصت ها و زمان هایی که از طلا گران ترند، فاقد حساسیت و اندوه باشیم و حتماً باید گذر ثانیه ها را درک کنیم و طبق آموزه های دینی بدانیم که فرصت ها مثل ابرهایی هستند که از آسمان اقبال ما می گذرند و کسانی که نتوانند از فرصت ها استفاده کرده و آنها را ضایع  می کنند، اندوهناک خواهند شد!

در پایان پیشنهاد می شود که در حرکتی گام به گام و در مرحله اول برای پیگیری تحقق اقتصاد مقاومتی بر اساس رهنمودها و ابلاغ رئوس سیاستهای آن از سوی مقام معظم رهبری که حقیقتاً بارزترین مصداق برخورداری از تفکر و منش انقلابی، عزم ملی و نیز مدیریت جهادی اند، تیمی از فعالترین و مرتبط ترین مدیران استان، نظر به عضویت نیمی از نمایندگان مازندران در کمیسیون تلفیق و برخورداری یکی از آنها از کرسی دبیری این کمیسیون مهم، جلسات مرتبی را با حضور کلیه نمایندگان مازندران در تهران تشکیل داده و بطور متواتر از این پتانسیل و پتانسیل های بزرگ دیگر مثل پتانسیل مدیران ملی مازندرانی استفاده کرده و از طرفی بطور همزمان ضمن تقویت مدیریت استان و تنظیم سیاست های مالی و اعتباری بانکها و غیره، با ایجاد تسهیلات و تمهیداتی مؤثر، زمینه های حضور سرمایه گذاران در طرحهای استانی را نیز تقویت و عملیاتی کنند تا ما امیدوار به آینده ای باشیم که اگر چه کمی دور از دسترس قرار دارد، اما دستیابی به آن محال نخواهد بود.